سایت تابناک / ۳۶ دقیقه قبل
از «تب موتورسواری» تا فرهنگ استفاده؛ وقتی موتور فقط یک وسیله نیست
موتورسیکلت برای بخشی از زنان از یک وسیله رفتوآمد به نمادی از استقلال و متفاوتبودن در شبکههای اجتماعی تبدیل شده است؛ اما پشت قابهای جذاب اینستاگرامی، واقع...

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک؛ موتورسیکلت تا همین چند سال پیش، در ذهن بسیاری از مردم وسیلهای عمدتاً مردانه بود؛ اما امروز تصویر زنان موتورسوار در خیابانها و بهویژه شبکههای اجتماعی، دیگر اتفاقی تازه نیست. برای بخشی از زنان، موتور یک وسیله کاربردی برای رفتوآمد، کار و کاهش زمان سفر است؛ اما در فضای مجازی، گاهی معنای دیگری هم پیدا کرده و به نمادی از استقلال، آزادی و متفاوتبودن تبدیل شده است. در اینستاگرام، تصویر دختر موتورسوار معمولاً با یک سبک زندگی خاص همراه است؛ استایل متفاوت، حس جسارت و پیام «من شبیه بقیه نیستم». اینجاست که باید میان نیاز واقعی به یک وسیله حملونقل و نیازی که شبکههای اجتماعی و بازاریابی میتوانند ایجاد یا تقویت کنند تفاوت گذاشت. بازاریابی امروز فقط محصول نمیفروشد؛ گاهی هویت و سبک زندگی میفروشد. وقتی یک محصول بارها در کنار تصویری جذاب از استقلال و آزادی دیده میشود، ممکن است بهتدریج از یک وسیله، به بخشی از هویت فرد تبدیل شود. بلاگرها نیز در این میان نقش مهمی دارند؛ اما کمتر دیده میشود که کسی از مخاطب بپرسد: اگر این حجم از نمایش و تبلیغ وجود نداشت، آیا باز هم همین میزان تقاضا برای موتورسواری شکل میگرفت؟ البته این پرسش به معنای انکار نیاز واقعی زنان نیست. بسیاری از زنان ممکن است موتور را صرفاً برای رفتوآمد و زندگی روزمره بخواهند. مسئله این است که نباید یک وسیله نقلیه را معیار استقلال و متفاوتبودن قرار داد. دختری که موتور ندارد، کمتر مستقل نیست و دختری که موتور دارد نیز صرفاً به دلیل داشتن آن، «خفنتر» یا توانمندتر نیست. آنچه در قاب اینستاگرام دیده نمیشود مشکل زمانی آغاز میشود که موتورسواری فقط از زاویه جذابیت و سبک زندگی نمایش داده شود و بخش سخت ماجرا دیده نشود. موتورسوار باید مهارت کنترل وسیله، ترمز اضطراری، حفظ تعادل، تغییر مسیر و واکنش در برابر رفتار ناگهانی سایر رانندگان را بلد باشد. زمینخوردن، تصادف، آسفالت لغزنده، چاله و حتی یک اشتباه کوچک راننده دیگر میتواند پیامدهای جدی داشته باشد. اینها بخشهایی از موتورسواریاند که معمولاً به اندازه یک ویدئوی چندثانیهای و جذاب اینستاگرامی دیده نمیشوند. به همین دلیل، اگر قرار است تب موتورسواری افزایش پیدا کند، آموزش و فرهنگ استفاده از آن نیز باید همزمان جدی گرفته شود. گواهینامه؛ یک ضرورت، نه تشریفات در چنین شرایطی، صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان اهمیت بیشتری پیدا میکند. وقتی بخشی از زنان عملاً از موتور استفاده میکنند، منطقی نیست که آموزش و ارزیابی مهارت آنها همچنان در وضعیت مبهم باقی بماند. طبق مصوبه دولت در بهمن ۱۴۰۴، آموزش عملی متقاضیان زن باید از طریق مربیان زن و آزمون با اولویت افسران زن و زیر نظر پلیس راهور انجام شود. با این حال، با وجود اعلامهای مکرر درباره فراهم شدن مقدمات، تا مرداد ۱۴۰۵ زمان دقیق آغاز صدور گواهینامه همچنان از سوی پلیس بهطور رسمی اعلام نشده بود. این تأخیر فقط یک مسئله اداری نیست. وقتی تقاضا وجود دارد اما مسیر رسمی آموزش و دریافت گواهینامه روشن نیست، زمینه برای تبلیغات غیررسمی، آموزشهای نامعتبر و حتی سوءاستفاده از متقاضیان بیشتر میشود. گواهینامه نباید صرفاً یک کارت باشد؛ باید نتیجه آموزش واقعی و احراز مهارت باشد. زنی که قرار است با موتور وارد خیابان شود، باید بداند چگونه در یک موقعیت اضطراری واکنش نشان دهد، قوانین را بشناسد و خطرات را جدی بگیرد. از مد شدن تا انتخاب آگاهانه موتورسواری زنان نه اتفاقی است که بتوان آن را نادیده گرفت و نه پدیدهای که باید صرفاً به دلیل دیده شدن در فضای مجازی، تبدیل به یک مد اجتماعی شود. راه درست، پذیرش واقعیت و قانونمند کردن آن است. اگر موتورسیکلت برای کسی وسیله حملونقل است، باید امکان استفاده قانونی و ایمن از آن فراهم باشد؛ اگر علاقه شخصی است، باید با آموزش همراه شود و اگر صرفاً محصول الگوریتم و تبلیغات است، بهتر است فرد پیش از خرید از خودش بپرسد: من واقعاً به این وسیله نیاز دارم یا فقط بارها تصویر آدمهایی را دیدهام که آن را دارند؟ دختران آنقدر توانمند هستند که هویتشان را از یک کالا نگیرند. استقلال، داشتن موتور نیست؛ توانایی انتخاب آگاهانه و پذیرفتن مسئولیت انتخاب است. حالا که تب موتورسواری بیشتر شده، باید فرهنگ استفاده درست از آن نیز جلوتر از تب حرکت کند؛ آموزش، گواهینامه، تجهیزات ایمنی و شناخت خطرات، همان چیزهایی هستند که میتوانند یک موج اجتماعی را از «مد» به یک رفتار شهری مسئولانه تبدیل کنند.